تبلیغات
جملات کوتاه جملات زیبا - اشعار زیبای مجتبی کاشانی بخش 1

اشعار زیبای مجتبی کاشانی بخش 1

پنجشنبه 26 شهریور 1394 09:03 ب.ظنویسنده : جملات زیبا

 
اشعار زیبای مجتبی کاشانی

ذهن ما باغچه است
گل در آن باید کاشت
و نکاری ،گل من
علف هرز در آن می روید
زحمت کاشتن یک گل سرخ
کمتر از  زحمت برداشتن
هرزگی آن علف است مجتبی كاشانی

 

عشق آمد خویش را گم كن عزیز
قوتت را قوت مردم كن عزیز
عشق یعنی خویشتن را گم كنی
عشق یعنی خویش را گندم كنی
عشق یعنی خویشتن را نان كنی
مهربانی را چنین ارزان كنی
عشق یعنی نان ده و از دین مپرس
در مقام بخشش از آئین مپرس
هركسی او را خدایش جان دهد
آدمی باید كه او را نان دهد مجتبی كاشانی

 

عشق را وارد كلام كنیم
تا به هر عابری سلام كنیم
و به هر چهره ای تبسم داشت
ما به آن چهره احترام كنیم
هركجا اهل مهر پیدا شد
ما در اطرافش ازدحام كنیم...
«سالكا» این مجال اندك را
نكند صرف انتقام كنیم
در عمل باید عشق ورزیدن
گفتگو را بیا تمام كنیم
عابری شاید عاشقی باشد
پس به هر عابری سلام كنیم. مجتبی كاشانی

 

از میان کبود آهن و دود
می فرستم به اهل عشق درود
و به هر کس که اهل آزادی است
اهل شور آفرینی و شادی است
و به هر کس که شعر میخواند
شعر را شهر عشق می داند
حیف شد عاشقی ولی گم شد
خشکسالی نصیب مردم شد... مجتبی كاشانی

 

گوشها منتظر بانگ جرس ها من اند
کوچه ها منتظر بانگ قدم های تواند
تو از این برف فرو آمده دلگیر مشو
تو از این وادی سرما زده نومید مباش
«دی» زمانی دارد
و زمستان اجلش نزدیک است
من صدای نفس باغچه را میشنوم ... مجتبی كاشانی

 

زیر باران بیا قدم بزنیم
حرف نشنیده ای به هم بزنیم
نو بگوییم و نو بیندیشیم
عادت كهنه را به هم بزنیم
و زباران كمی بیاموزیم
كه بباریم و حرف كم بزنیم
كم بباریم اگر، ولی همه جا
عالمی را به چهره نم بزنیم
چتر را تا كنیم و خیس شویم
لحظه ای پشت پا به غم بزنیم
سخن از عشق خود بخود زیباست
سخن عاشقانه ای به هم بزنیم
قلم زندگی به دست دل است
زندگی را بیا رقم بزنیم
«سالكم» قطره ها در انتظار تواند
زیر باران بیا قدم بزنیم مجتبی كاشانی

 

گاه می اندیشم
که چه دنیای بزرگی داریم
و چه تصویر به هم ریخته ای ساخته ایم از دنیا
در چه زندان عبوسی محبوس شدیم
چه غریبیم در آبادی خویش
و چه سرگردان در شادی و ناشادی خویش
آدمیزاده درختی ست که باید خود را بالا بکشد
ببرد ریشه خود را تا آب
بی امان سبز شود ، سایه دهد... مجتبی کاشانی

 

خانه ام هرجا بود
کاش در فاصله ای دورتر از بانگ سیاستها بود
کاش معنای سیاست این بود
که قفس ها را در آن حبس کنیم
تا نفس ها آزاد شوند
کسی از راه قفس نان نخورد
و کبوتر نفروشد به کسی ...  مجتبی كاشانی

 

نازنین
داس بی دسته ما
سالها خوشه نارسته بذری را برمی‌چیند
كه به دست پدران ما بر خاك نریخت
كودكان فردا
خرمن كشته امروز تو را می‌جویند
خواب و خاموشی امروز تو را
در حضور تاریخ
در نگاه فردا
هیچكس بر تو نخواهد بخشید
باز هم منتظری؟
هیچكس بر در این خانه نخواهد كوبید
و نمی‌گوید برخیز
كه صبح است،
بهار آمده است
تو بهاری
آری
خویش را باور كن مجتبی كاشانی

 

هیچ کس جز تو نخواهد آمد
هیچ کس در این خانه نخواهد کوبید 
شعله روشنی این خانه تو باید باشی
هیچ کس جز تو نخواهد تابید
چشمه جاری این دشت تو باید باشی
هیچکس جز تو نخواهد جوشید
سرو آزاده این باغ تو باید باشی
هیچکس جز تو نخواهد رویید
باز کن پنجره صبح آمده است
در این خانه رخوت بگشای
باز هم منتظری؟
هیچكس بر در این خانه نخواهد كوبید... مجتبی كاشانی

 

این جهان آئینه کردار ماست
خوب یا بد هرچه هست آثار ماست

اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت
کار ما کردند هم آسان و سخت...
اهل علم آمد به دانائی فزود
اهل عشق آئین زیبائی گشود...
اهل تخت آمد حکومت دار شد
خلق از کردار او بیمار شد
با زبان صدها اسیر آزاد کرد
در نهان با مردمان بیداد کرد
اهل تخت آمد که نادانی کند
هرچه آبادیست ویرانی کند
حاکمان اندیشه در غل کرده اند
عاشقان دنیا پر از گل کرده اند
حاکمان خود عاقبت گم کرده اند
عاشقان خود وقف مردم کرده اند ... مجتبی کاشانی

 

در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن همواره اول صبح
به زبانی ساده
مهر تدریس کنند
و بگویند خدا
خالق زیبایی
و سراینده عشق
آفریننده ماست
مهربانیست که ما را به نکویی
دانایی ،زیبایی و به خرد می خواند... مجتبی كاشانی




برچسب ها: شعرهای مجتبی کاشانی ، جملات مجتبی کاشانی ، مجتبی کاشانی ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 شهریور 1394 10:14 ب.ظ

 
جمعه 13 مرداد 1396 08:21 ق.ظ
This website was... how do I say it? Relevant!! Finally I've found something which helped me.

Thank you!
سه شنبه 10 مرداد 1396 02:43 ق.ظ
Really when someone doesn't understand after that its up to other viewers that they
will help, so here it happens.
سه شنبه 29 فروردین 1396 03:37 ق.ظ
After I initially left a comment I seem to have clicked the -Notify me when new comments are added- checkbox and from now on whenever a comment
is added I recieve four emails with the exact same comment.
There has to be an easy method you can remove
me from that service? Thank you!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر